حسين مروج
523
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
( ن ) النّائب - كسى كه قائم مقام ديگرى باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در نائب امر حج بلوغ و عقل و تمكن از انجام حج شرط است . شرح لمعه ، كتاب حج النائحة - زنى كه با شدت و صدا گريه مىكند . در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه گريه و بكاء به مردهها را حرفهء خود ساخته است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : اجرت و مزد نائحه حرام نيست . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 116 النائم - كسى كه به وسيلهء خواب ، ديد و شنوايى خود را از دست دهد . مجمع البحرين موارد استعمال : ديهء مقتول نائم به عهدهء عاقلهء او مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ديات النّاب - دندانى كه بعد از رباعيه واقع است و سر آن بلند و تيز است . جمع آن انياب است . شرح لمعه ، ؛ معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در جنايت به ناب پرداخت پنجاه دينار واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات النابت - گياه تازه روييده . در عرف فقيهان ، مويى را گويند كه اهل خبره روييدن مجدد آنرا تأييد نمايند . موارد استعمال : در جنايت به موى نابت سر زن ، پرداخت مهر النساء واجب است . تحرير الوسيله ، ج 2 ، كتاب ديات النّاذر - آنكه نذر كرده است ، نذركننده . موارد استعمال : ناذر بايد عاقل و بالغ و مختار باشد . شرح لمعه ، كتاب نذر النار - آتش . موارد استعمال : نار مطهر چيزى است كه به وسيلهء آن خاكستر و يا دود مىشود . شرح لمعه ، كتاب طهارت الناسخ - زايلكننده . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، آيهاى و حديثى را گويند كه حكم قبلى را از بين ببرد . مجمع البحرين موارد استعمال : مجتهد بايد ناسخ را از منسوخ بشناسد . شرح لمعه ، كتاب قضاء النّاسى - كسى كه امرى را از روى غفلت و فراموشى ترك نمايد . مجمع البحرين موارد استعمال : ناسى تسليم بايد سجدهء سهو به جا آورد . شرح لمعه ، كتاب صلات الناشز - مردى كه در امور واجب از زن اطاعت نكند . موارد استعمال : زن حق دارد از ناشز حقوق خود را مطالبه نمايد . شرح لمعه ، كتاب نكاح الناشزة - زنى كه از جايش بخيزد . جواهر الكلام در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه در امور واجب از شوهرش اطاعت نمىكند . شرح لمعه ، كتاب نكاح موارد استعمال : ناشزه حق قسم ندارد . تحرير الوسيله ، كتاب نكاح الناصب - كسى كه در راه رفتن سخت بكوشد . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به دشمنى اهل بيت و شيعيان ايشان تظاهر